اهمیت خلاقیت
خلاقیت واقعا چه تاثیری در زندگی و آینده کودکان ما دارد؟

امروزه پدر و مادرها برای آینده فرزندان خود آرزوهای زیادی دارند. آنها میخواهند کودکشان در سالهای بزرگسالیاش تبدیل به فردی مهم و بزرگ و موفق و خوشحال و پیشرو و کامل باشد. کیست که بگوید من این آرزوها را برای فرزندم ندارم؟ اما راهش چیست؟
چه راهی پیش روی ماست؟
ثبتنام کردن کودک در کلاسهای بیشماری برای رشد تواناییهای همهجانبهی او؟ گرفتن تستهای استعدادیابی متعدد؟ مجبور کردن کودک به فراگرفتن زبانهای مختلف، هنرهای متعدد و مهارتهای بیشمار؟
اصلا اگر به استعداد کودکم پی نبرم چه؟ اگر کودکم را در 5 دوره و کلاس ثبت نام کنم و کودکم در هیچکدام علاقه و استعدادی نشان نداد چه؟
واقعا چاره چیست؟
ما باید در مقابل کودکان عزیزتر از جانمان، این ارزشمندترین سرمایههای زندگیمان چه کارهایی انجام دهیم؟
پاسخ خیلی ساده است:
شما باید بتوانید به جای ریختن کودک در قالبهای انسانسازی امروزی به کودکتان کمک کنید خودش را بشناسد و در مسیر زندگی خودش حرکت کند.
شاید این همزمان سختترین و آسانترین کار در تربیت یک کودک باشد.
چطور انسانی به کمال و سعادت میرسد؟
ما ساعتهای زیادی را صرف خواندن داستان زندگی انسانهای بزرگ میکنیم. از شنیدن دستاوردهایشان متحیر میشویم و فکر میکنیم حتما پدر و مادر او خیلی راضی و مفتخر هستند. اما به نکتهی مشترک زندگی تمام این انسانها با دستاوردهای بزرگ توجه کردهاید؟ به جسارت، خلاقیت و طی کردن زندگی به سبک خودشان.
شاید اگر این انسانها هم در سیستمهای آموزشی قالبگیر و قالبساز ادامه میدادند به جایی که رسیدند نمیرسیدند.
داستان زندگی کودک توسط او و البته به کمک ما از مدتی قبل از شکل گرفتن بدنش شروع شده است. از زمانی که ژنها ویژگیها و استعدادهای انسان را تعیین میکردند. از زمانی که جامعه استانداردها و فرهنگش را تعیین میکرد؛
من فقط باید مانند پروردن یک دانه خاک مناسب، آب کافی و نور مورد نیاز او را تامین کنم؛ تا او به شکلی خود میداند رشد کند به سمت نور برود و میوهای که در داستانش نوشته شده را ثمر بدهد.

پرورش یک گل به جای ساخت یک گلدان
اگر تفکر خلاق را در کودکتان گسترش دهید کودکتان چه در مسیر شغلی، چه در مسائل روزمره زندگی، چه در مواجهه با مشکلات بزرگ یا حتی روتین هر روزش میتواند راهکاری مناسب و روشی درست و مناسب خودش پیش بگیرد.
ما قصد آموزشهای قالبی به کودکانمان را نداریم، ما نمیخواهیم یک گلدان گلی بسازیم، بلکه آنچه در دست ماست بسیار ارزشمندتر از یک گلدان شکستنی است؛ ما موجود زندهای در اختیار داریم که راه رشد خود را میداند.
حال این آب و نور و خاک را از کجا باید برای او فراهم کنم؟

زمینههای رشد او و نمایش استعداد او را فراهم کنید:
نیاز نیست کودک شما در تمام کلاسهای دنیا شرکت کند. اما میتواند گاهی کاغذ و قلمی در اختیار داشته باشد برای نقاشی کردن، میتواند گلی در اختیار داشته باشد برای ساختن، میتواند در طبیعت قدم بزند و واقعیتها را خود لمس کند.

او را تشویق کنید تا خودش باشد.
کودکتان با هیجانی وصفناشدنی نزد شما میآید تا شاهکار جدیدش را به شما نشان دهد. شما فکر میکنید حتما الان چیز بسیار زیبایی کشیده است. کاغذ را که مقابل شما قرار میدهد، چند خط خطی با رنگهای در هم میبینید. اولین واکنش شما چیست؟ «نه مامان جان باید اینجوری بکشی.» تبریک میگم شما یک گلدانساز هستید. باید از کودک درباره کارش سوال کنید. حس او را نسبت به کارش بدانید. بخواهید خودش اثرش را شرح دهد. مطمئن باشید جایی در آینده از خودتان تشکر میکنید.

الگوی مناسبی برای او باشید.
کودک شما بیش از آن که دنبال نصیحتهای شما را بگیرد، دنبال شخصیت شما را میگیرد. شما در زندگی خود، چقدر آزادانه پیش میروید؟ چقدر صادق هستید؟ چقدر سختکوشید؟ چقدر مهربان؟ به شخصیت خودتان کمی فکر کنید و میتوانید حدس بزنید کودک شما قرار است چه شخصیتی داشته باشد.
منبع: آموزههای استاد اردشیر پژوهشی



نظرات